او علاقه خود به تحصیل را از دست داد و از مدرسه اخراج شد.مدتى را در «بوستون» گذراند و به مشاغلى موقتى مشغول شد و سپس به نیویورک نقل مکان کرد و در محله هارلم چندین بار مرتکب اعمال خلاف شد. او در سال ۱۹۴۲ مسئول هماهنگى چندین باند خلافکار شده بود. او در سال ۱۹۴۵ به «بوستون» بازگشت و یک سال بعد به دست نیروهاى پلیس دستگیر و پس از محاکمه به ۱۰ سال زندان محکوم شد. در دوران زندان به یاد دوران دبیرستان مجدداً به تحصیل روى آورد و «مالکوم» این نقطه عطف را حاصل گفت وگویش با برادرش «رجینالد» که عضو سازمان اسلامى بود مى داند. او با آشنایى بیشتر با تعالیم رهبر سازمان ملت اسلامى به نام «الیا محمد» بیش از پیش به این سازمان علاقه مند شد و به همین دلیل پسوند نام خانوادگى خود را از «لتیل» که نشان بردگى بود به «ایکس» به نشانه نام قبیله فراموش شده اش تغییر داد. دیرى نپایید که «مالکوم» به واسطه هوش و سخنورى سرشارش به عنوان سخنگوى سازمان ملت اسلامى منصوب شد و به دستور ریاست سازمان مامور ساخت مساجد متعددى در ایالت هاى دیترویت، میشیگان و هارلم نیویورک شد. او در راه نشر پیام هاى سازمان ملت اسلامى از روزنامه، رادیو و تلویزیون حداکثر بهره را مى برد و به واسطه کاریزماى شخصى و شور و هیجانش موفق شد شمار اعضاى سازمان را از ۵۰۰ نفر در سال ۱۹۵۲ به ۳۰ هزار نفر در سال ۱۹۶۳ افزایش داد.


» مالکوم » خیلى زود به سوژه جذاب خبرى روز آمریکا بدل شد و در سال ۱۹۵۹ در کنار « مایک دالاس » برنامه اى تلویزیونى با نام «تنفرى که از نفرت متولد شد» به راه انداخت که از موفقیت بالایى برخوردار شد و به رغم میل باطنى اش موجب افزایش محبوبیتش از ریاست سازمان شد. او که براى «الیا محمد» احترامى خاص قائل بود به تدریج فهمید که او با تعدادى از زنان عضو سازمان رابطه داشته که بعضاً منجر به تولد کودکى نیز شده است.

مالکوم» که به شدت دچار سرخوردگى و آزردگى خاطر شده بود روابط نامشروع او را برملا کرد.
به فاصله کمى پس از این کشف غم انگیز او تصمیم به ترک سازمان گرفت و خود تصمیم به تاسیس سازمانى به نام «مسجد مسلمان» گرفت. او در همان سال به «مکه» سفر کرد. با بازگشت به آمریکا و رنگ و بوى متفاوت سخنرانى هایش ماموران اف بى آى او را در لیست ترور خود قرار دادند مالکوم ایکس، پس از بازگشت از مناسک حج، نام حاج ملک شبّاز را برای خود برگزید . او با روحی پاک و صیقل داده به محل سکونت خود در آمریکا بازگشت و درصدد ایجاد تشکیلاتی گسترده برآمد تا به وسیله آن، مسلمانان جهان را با نژادهای گوناگون به همدلی و ظلم‏ستیزی فراخواند.. مالکوم ایکس زمانی چشم از دنیا فروبست که چشم گشودن دختران دوقلویش را در این دنیا ندید. ولی آنها و نسل‏های ماندگار پس از آنها، آمدند تا راه نیمه تمام حاج ملک شبّاز را ادامه دهند. تا روزی که اثری از استثمار و بردگی روی زمین باقی نماند. به امید آن روز.

 و به رغم سوءقصدهاى متعدد به جان او، «مالکوم» در سفرهایش و سخنرانى هاى خود هیچ گاه محافظ به همراه نداشت. در ۱۴ فوریه ۱۹۶۵ خانه او، در نیویورک بمب گذارى شد اما خوشبختانه اعضاى خانواده به موقع مطلع شده و از محل گریختند و تنها جراحت هاى سطحى از این انفجار متوجه آنها شد. یک هفته بعد اما دشمنان «مالکوم» در حمله بى رحمانه شان موفق بودند و در ۲۱ فوریه سه مرد مسلح «مالکوم» را ۱۵ بار از فاصله نزدیک مورد اصابت گلوله قرار دادند و این رهبر فرهیخته ۳۹ ساله را به شهادت رساندند .. .. مالکوم ایکس زمانی چشم از دنیا فروبست که چشم گشودن دختران دوقلویش را در این دنیا ندید. ولی آنها و نسل‏های ماندگار پس از آنها، آمدند تا راه نیمه تمام شهید حاج ملک شبّاز را ادامه دهند. تا روزی که اثری از استثمار و بردگی روی زمین باقی نماند. به امید آن روز.

 .در مراسم خاکسپارى او بیش از ۱۵۰۰ نفر شرکت کردند و پیکر او در قبرستان «فرن کلیف» در نیویورک به خاک سپرده شد.

منبع: www.ghassam.persianblog.ir