معما
دو نفر هستند که 20 كيلو روغن دارند . 10 كيلو مال نفر اول و 10 كيلو مال نفر دوم است. سه تا هم ظرف دارند که اولي 10 كيلويي ، دومي 7 كيلويي و سومي 3 كيلويي است. روغن را درون اين سه ظرف ريخته اند و 20 كيلو را به بازار برده ، 10 كيلو را فروخته اند و 10 كيلو باقی مانده. حالا چه طور اين 10 كيلو را به شكل مساوي بين هم تقسيم كنند؟ همين سه ظرف هم بيشتر ندارند.

شیوه درس خواندن دانشجویان ایرانی

خداوکیلی اگه دروغه بگین که دروغه
50مزیت مرد بودن
50مزیت مرد بودن
اخطار:این متن فقط جنبه ی طنز دارد و به هیچ عنوان قصد توهین به خانم ها اللخصوص خانم های هم رشته ای را ندارد.
اصطلاحات دانشجویی
این مطالب قصد هیچ توهینی به جامعه دانشگاهی ندارد فقط مشکلات
دانشجویان را در قالب طنز آورده است-
مراقبين امتحان : سايه عقاب
التماس براي نمره : اشك كوسه
.... .
نقدی برسوسن خانوم
کلیک کن دیگه نظر هم بدید
البته مال من نیست
از فیسبوک گرفتم
از اقای
Farshad Samiee Manesh
درباره خانمها
وقت بخیر.
این مطلب یه داستان هستش تو مایه های داستان امیر آرتگل امیدوارم که خوشتون بیاد.
البته من به شخصه نظرم در مورد خانوم ها یه چیز دیگه هست.
2 تا داستان یا جوک
پلیس میآید كنار ماشین و میگوید: گواهینامه و كارت ماشینو بدین.
اصفهانی با لهجه غلیظی میگوید:" من گواهینامه ندارم. این ماشینم مالی من نیست. كارتا ایناشم پیشی من نیست.
من صاحَب ماشینا كشتم آ جنازشا انداختم تو صندق عقب. چاقوش هم صندلی عقب گذاشتم!
حالاوَم داشتم میرفتم از مرز فرار كونم، شوما منا گرفتین."
مامور پلیس كه حسابی گیج شده بوده بیسیم میزند به فرماندهاش و عین قضیه را تعریف میكند و درخواست كمك فوری میكند.
فرمانده اش هم میگوید که او كاری نكند تا خودش را برساند!
فرمانده در اسرع وقت خودش را به محل میرساند و به راننده اصفهانی میگوید: آقا گواهینامه؟
اصفهانی گواهینامه اش را از توی جیبش در میآورد و میدهد به فرمانده.
فرمانده میگوید: كارت ماشین؟
اصفهانی كارت ماشین را كه به نام خودش بوده از جیبش در میآورد و میدهد به فرمانده.
فرمانده که روی صندلی عقب چاقویی نیافته، عصبانی دستور میدهد راننده در صندوق عقب را باز كند.
اصفهانی در را باز میكند و فرمانده میبیند كه صندوق هم خالی است.
فرمانده كه حسابی گیج شده بوده، به راننده اصفهانی میگوید:" پس این مأمور ما چی میگه؟!"
اصفهانی میگوید: "چی میدونم والا جناب سرهنگ! حتماً الانم میخواد بگد من داشتم ۱۸۰ تا سرعت میرفتم؟"
---------------------------
خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ
زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پیدا کردن
توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد.
قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف می زد! رو به خانم گفت؛ اگر
مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم.
خانم ذوق زده شد و سریع قورباغه را آزاد کرد. قورباغه به او گفت؛ نذاشتی
شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم. هر آرزویی که برایت برآورده کردم، ۱۰
برابر آنرا برای همسرت برآورده می کنم!
خانم کمی تامل کرد و گفت؛ مشکلی ندارد.
آرزوی اول خود را گفت؛ من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم.
قورباغه به او گفت؛ اگر زیباترین شوی شوهرت ۱۰ برابر از تو زیباتر می شود و
ممکن است چشم زن های دیگر بدنبالش بیافتد و تو او را از دست دهی.
خانم گفت؛ مشکلی ندارد. چون من زیباترینم، کس دیگری در چشم او بجز من
نخواهم ماند. پس آرزویش برآورده شد.
بعد گفت که من می خواهم ثروتمند ترین فرد دنیا شوم. قورباغه به او گفت
شوهرت ۱۰ برابر ثروتمند تر می شود و ممکن است به زندگی تان لطمه بزند.
خانم گفت؛ نه هر چه من دارم مال اوست و آن وقت او هم مال من است. پس
ثروتمند شد.
آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرایی برآورده کرد.
خانم گفت؛ می خواهم به یک حمله قلبی خفیف دچار شوم!
نکته اخلاقی: خانم ها خیلی باهوش هستند. پس باهاشون درگیر نشین.
قابل توجه خواننده های خانم؛ اینجا پایان این داستان بود. لطفاً صفحه را
ببندید و برید حالشو ببرید.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
مرد دچار حمله قلبی ۱۰ برابر خفیف تر از همسرش شد .
حالا آقایون برن حالشو ببرن
آمار لحظه به لحظه جهان
سلام و وقت بخیر.
اگه وقت دارید یه سر به این سایت بزنید و ببینید تو این دنیا چی میگذره.
من که حال کردم. جالب هست پشیمون نمیشید.
آیا میدانید
دانستنیهایی که باور کردنشان سخت است
ماه تولد افراد
ماه های تولد افراد مشهور دنیا را با ماه تولد خودتان مقایسه کنید



آیین نامه مصوبه جدید جهت رانندگی زنان در عربستان
عشق از زبان افراد مختلف جامعه
سوال های لوس و بی مزه
hotel atlantis
تست روانشناسی : تست قاتلین بالفطره.
به نظر شما انگیزه ی او از قتل خواهر خود چه بوده است ؟
چند دقیقه با خود فکر کنید جوابها رو در قسمت نظرات وارد کنید. تا جواب جواب درست رو براتون بنویسم
. کسایی که پاسخ درست بدن یعنی در ذاتشون یه قاتل دارن
تست روانشناسی : تست درخت

درختی را كه كشیده اید با درختانی که در پایین صفحه موجود است مقایسه كنید . ببینید بیشتر شبیه كدام یك است . بعد شرح مربوط به آن درخت را بخوانید تا درباره خود و روحیه تان چیزهای جدید كشف كنید. برای این كه دوستانتان را بهتر بشناسید از آنها بخواهید كه درختی ترسیم كنند.
بازی

امضای مشاهیر
شهری که نمایانگر هوش قوم آریا است!

این شهر ، سوخته است !
قدر خودمون رو بدونیم !!!

آیا میدانستید که ......
هم کلاسی عیدت مبارک!!!!
بهار ۱۳۸۹ بر شما مبارک
قوانینی که نیوتن از قلم انداخت ...
اهل دانشگاهم !
| اهل دانشگاهم ! |
روزگارم خوش نیست |
مقدمه ای بر امتحان

يك سري اعمال ننگين در صورت با عرضه بودن واين كاره بودن شخص امتحان دهنده آخر عاقبت خوش وخرمي دارد.نوعي هلو برو تو گلو كه با توجه به درجه درايت و تيزي استاد ومراقبان مي تواند نوع هلويش از هسته دار وخاردار تا آب هلوباطعم موزوعشق وحال متغير باشد.بيراهه اي كه اتفاقا آخرش به هدف ختم مي شود.يك نوع وسيله درس پاس كن نا مشروع
شب امتحان:
شب ملخ.شب ظلماني يلدا.شب سوانح وسوختگي نا كجا آباد دانشجو.شبي كه در آن نسكافه و قهوه از واليوم ده هم خواب آورتر مي شوند.در اين شب انسان تمام مصائب تاريخ بشر را به صورت كنسانتره نوش جان مي كند.يك نوع زلزله در ميان ايام سال.شب چشمهاي پف كرده ودهان هاي كف كرده.شب رقص وپايكوبي كلمات جزوه وكتاب بر روي سسلسله اعصاب محيطي ومركزي دانشجو.
جزوه:
يك جور كاتاليزور كه در صورت همكاري ابروبادومه وخورشيدواينا دانشجورا به سمت پاس شدن درس هل مي دهد.تمام همه علم بشري.چكيده دانش تاريخ مصرف گذشته استاد.وسيله اي كه معمولا دانشجو با آن سر كار گذاشته مي شود.تنها شاهد ماجراي سوخاري شدن دانشجو در شب امتحان.قوت قلبي كه عاقبت آفت قلب مي شود.
مراقب:
موجودي ستم كار و ريا پيشه كه متاسفانه چشم وگوش و باقي حواس را هم دارد. سيستمي كه نقش دزدگيرمنازل را سر جلسه ايفا ميكند.گالري ضدحال.موجودي كه روي سينه اش نوشته شده:من مراقبم،شما چطور؟ يك نوع تله موش زنده.
روزامتحان:
روزي كه درآن خورشيد طلوع نمي كند.زماني براي جفتك زدن اسب ها،لحظه اي كه درآن دانشجومي خواهد سر به تن عالم آدم نباشد.روز شغال.روزي كه درآن نگاه ها عميق مي شوند.روزلبخندهاي استراتژيك.روزي كه در آن دوست ودشمن با هم ودر كنار هم به قربانگاه مي روند.
نمره:
تبلور ميزان دانش،مهارت ودودره بازي دانشجو،بهانه اي هميشگي براي اعتراض.وسيله اي كه استادبا آن چه ها كه نمي كند!عاملي كه براي بدست آوردن آن دانشجوعلاوه برخرزدن،اعمال شنيع ديگري رانيز بايد انجام دهدكه قلم دروصف آن قاصراست!
سؤال:
يك نوع شعورسنج استاد ودانشجو.كلمات نفرت انگيزي كه به نوبت وتك تك مثل نيزه درچشم دانشجوفرو ميروندولحظه به لحظه او را به عمق ناداني اش واقف تر مي كنند.لورفتن آنها به حماسه سازي دانشجويان منتهي ميشود.انواع مختلف آن از تشريحي سيانوري تاتستي گوگوري مگوري متغيراست.
استاد:
منبع علم،ژنراتوردانش،نيروگاه انسانيت،تبلوردانايي،كوه توانايي،مايه افتخارما،بابا تو ديگه كي هستي ترين موجود عالم،خودصفا،اندوفا،دارنده انواع واقسام شفا،ضدجفا،ياري گر ضعفا،معلم الخلفا
